
عبدالمصور رشاد جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ ، 8:53 فقط درد و فقط درد و فقط درددرین ظلمت سرا ای ماه شب گردنفس گیرم هوا دلگیر و تاریکلبِ خشک و دلی با قصهی سردندارم طاقت فرسوده غم هابرای خنده هایم زود برگردخروش حرف من در آسمان استکه تا کی بیتو باید زندگی کرد؟مپرس از لذت دنیا که هر دمفقط درد و فقط درد و فقط دردرشاد ...
ادامه مطلب
بی قرارم بی قرارم بی قرارم، نیستی! دلبر شب زنده دارم، در کنارم نیستی! آسمان بخت من امشب به تاریکی کشید هی ز هجرت همچو باران اشکبارم، نیستی! خانه تار و چشم تار و قلب مجنون تار تار نورِ محراب وجودم ، تار تارم ، نیستی! اشک هایم رنگ قلبت را به رخسارم کشد قطره قطره میچکد ،چون جویبارم،نیستی! زلف پیچان ترا گاهی تصور می کنم بر گلویم چون تناب و سر بدارم، نیستی! خود همی گفتی که دستم را نگیری دلبرم دست در دستت نهم ای شهسوارم، نیستی! رشاد ...
ادامه مطلب