تاب و توان و صبر،همه رفته اند و من
تنها و خسته و هم دل شکسته ام
شاید به کوچه های دل ما گذر کند
روزیکه زین جهانِ غمی رخت بسته ام
حسرت به دل بگیرد و دریای غم شود
افتد به پای آنی کزو دست شسته ام
رشاد _ ۱۳۹۶.۳.۱
برچسب: انتظار,
نویسنده: یاسین زمانی