- تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 16:43
آزاده دلی که در کمین افتادم در صید نگاهش اینچنین افتادم دیری نگذشت و من ز چشمش ناگه چون قطرهی اشک در زمین افتادم رشاد مصور
مرو!!! - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
بهارِ من خزان است و دلم سرد ندانستیغمت با من چهها کرد تو رفتی شهر ما خالیست،لطفا فقط یک بارِ دیگر زود برگرد..!رشاد
یوسف پیراهنی - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
سنگِجفای یار و همین "شیشهیدل" استایناز خطوطِ ماندهی یکعمرِ باطل است دیوانه ام اگر ، تو مزن پای، نقش مندیوانهدر مقام خودش خیلی عاقل است بی تو نفس کشیدن من سخت می شودبی تو نفس کشیدن من...آه مش
قلهی لبخند - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
ای آسمان بیا و به رویم کمی بباربا قطره های عشق،خدا! نم نمی ببار من انتظار قلهی بررسی از مرجع لبخند طبق کپی رایت میکشم...سخت است انتظار تو هرچند، میکشم یکسو تمام قصهی چنگیز و یک طرف:آنچه که از جفای تو دلبند میکشم فوقِ گناهکاری
چطور؟ - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
حالا که از میان شما کم شوم بررسی از مرجع چطور؟ طبق کپی رایت ....سر فصل های این همه ماتم شوم بررسی از مرجع چطور؟ طبق کپی رایت وابستگی به شانهی هر بی نسب بس استدر خود مثالِ حضرت آدم شوم چطور؟... از بس که داغ دیده ام و درد و رنج و آهپرچم به دستِ قافلهی غم شوم چطور؟ یا شام در غروبِ غم انگیز زندگی....چون...
من انسانم - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
#من بررسی از مرجع انسانم طبق کپی رایت !-------با صفا بود همان دهکدهصداقت، قصهی هر روز و هر شب بودشاید طفلان دروغگویی بودیمولی از دروغ هایمان بوی صداقت می آمداما اینجا نه!چه ارزان می فروشند آدمیت راصداقت فحش محسوب استبه کیشِ ثرو
کفش ها - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
رفتم اما باورم کن میروم جای که نیستتا نگیرد ذهن من را شوق زیبای که نیست جاده خاکی های عشقش بس خرابم کرده استسخت میپیچم میان کوه و دریای که نیست میروم امروز را با آنکه در ها بسته استتا نگیرد از یخن روزی زلیخای که نیست کفش هایم روزی خواهد آمد از آن سوی مرزکفش هایم شاید...اما در کفِ پای که نیست با دو چ...
آهوی مست - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
بگذر از محفل نشینی در دل ایّام باشنقشهی هفتاد شهرِعشق را رسّام باش شهرتت روزی جهانی می شود میدانم و...شور برپا میکنی جانا کمی بینام باش! با وزیرت یکه تازی کردی در شطرنج عشقشاه مَیدانم فدایت یک کمی آرام باش شوخ، مستی میکنی آهوی وحشی خواهشاخواهشا آهوی مستم اندکی هم رام باش نمره کم آورده ام لطفا تو ای ...
جنگ زندگی - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
آزاد راهِ بررسی از مرجع زندگی طبق کپی رایت ام پیچ و تابی استمنفورِ دهر بودنم از بیحسابی است همدل، رفیق، نیست و حتیکه همدمیمجروحِ جنگ بررسی از مرجع زندگی طبق کپی رایت ام ، های مرحمی لبخند هدیه کردم و صد فحش داده اندانصاف و عدل نیست خدا یا چرا کمی؟ یک جعبه گریه دارم و یک جاده-راهِ دوروین جاده منتهیست ...
نهنگ آبی - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
زین چشمهایسرخ، نگو منشرابی امخون گریه میکنم ، بخدا التهابی ام با آنکه شرطِ بازی ما سخت میشودیک روز، قهرمان نهنگ های آبی ام اینجملهکاذباستکه"همدردهمدماست"همدرد منکجاستدرین بیحسابی ام شاید دلیلی نیست که جان لرزه میکندجز اینکه پیشِچشمِ یکی اضطرابیام اینجا هزار درد درین قصهشامل استمن در میانِ این همه در...
ابروی نستعلیق - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:21
سجده عشقت که رکنِ اولِ دین من استدر تو پیچیدن سلوکِخوبِ آیین من استاز کتابِ امتحانِ زندگی سر تا به پاخطِّ بررسی از مرجع نستعلیق طبق کپی رایت ِ بررسی از مرجع ابروی طبق کپی رایت تو تمرین من است #رشاد_مصور
خاکستر بی رنگ - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 5:27
تهمتِ هرچه گناهی که ندارم بزنیدپای سقفِ آرزو رفته به دارم بزنید دودِ من تلخ ترین دودِ جهان است اگرلایِ یک برگه بمانید و سیگارم بزنیدچشمِمن روزیاگرخانهی خوشبختیدیدهی بیایید و ازین خانه کنارم بزنید من اگر هر طرفی بازی کنم می بازمپس بیایید و رقیبانه قمارم بزنید وقتی خاکستر بی رنگِ جهانم،سوگندگَردی از م...
باران عشق - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 5:27
وقت باریدن یک عشق جهان تر بشودشیشهی غصهی ما کاش مکدّر بشود...! باد و طوفانیبیاید به سر دشت جنونو سراب غمِ من کاش که آخر بشودکاش می شد که فقط بار دیگر میدیدمجام لبخند تو با خندهی من سر بشود تو همان سقف بلندی و تهِ خانه منمکاش سقف و تهِ این خانه برابر بشود تا بیایی تو در آغوش همان خاطره هاعشق و مستی و...
گله ها - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 5:27
من ز تکرار مسیر و پِلّه ها خسته شدمبخدا من که ازین فاصله ها خسته شدم در رهِ دشت جنون قافله ها بسیارندمن به جای همهی قافله ها خسته شدمهرکه ما را به توانِ دل خود می سنجددیگر از سنجش این گالیله ها خسته شدم زندگی، پیر، جوان، مرحله های دیگری..من ازین مرحله ها مرحله ها خسته شدم بروید پیش منِ غمزده حرفی نز...
صید نگاه - تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 11:45
آزاده دلی که در کمین افتادم در صید نگاهش اینچنین افتادم دیری نگذشت و من ز چشمش ناگه چون قطرهی اشکی بر زمین افتادم رشاد
عشوه - تاریخ: 1396/9/13 ساعت: 0:45
عبدالمصور رشاد جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ ، 8:49 در سکوتش نرم لبخندی برایم بسته بودفرش عشقش را میان قلب من آرسته بودوصف او پیچیده در محفل میان گلرخانعشوه هایش تند و در مهرش ولی آهسته بودهمدلی ، رفتار خوبش یاد می آید مرایاد آن روزی که با من کاملا وابسته بودخسته بودم بر فراز بام تاریک خودمبر فراز بام تا...
کم کمک - تاریخ: 1396/9/13 ساعت: 0:45
عبدالمصور رشاد جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ ، 8:51 ای پرستو با تو من هم آشیانم کم کمکدر طواف زلف پیچانت چنانم کم کمکوقتی میخندی به سویم با نگاه آتشینآتش افروزی تو ای نا مهربانم کم کمکوقت قهرت می شود انگار با من دشمنیحرف های زیر لب داری به جانم کم کمکتو نمیدانی که بی تو من قیامت کرده امخسته و افسرده و نا...
فقط درد - تاریخ: 1396/9/13 ساعت: 0:45
عبدالمصور رشاد جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ ، 8:53 فقط درد و فقط درد و فقط درددرین ظلمت سرا ای ماه شب گردنفس گیرم هوا دلگیر و تاریکلبِ خشک و دلی با قصهی سردندارم طاقت فرسوده غم هابرای خنده هایم زود برگردخروش حرف من در آسمان استکه تا کی بیتو باید زندگی کرد؟مپرس از لذت دنیا که هر دمفقط درد و فقط درد و فقط...
پاییز - تاریخ: 1396/9/13 ساعت: 0:45
عبدالمصور رشاد جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ ، 8:54 من درختِ زرد رنگی مثل پاییزم دیگراز سکوت و غم چنان لبریزِ لبریزم دیگرگاه گاهی در تلاطم های دلتنگیِ خوداشک میریزم وَ میریزم وَ میریزم دیگرمینویسم اینسخن را که مکرر گفته امنامهی ناخواندهی بر روییکمیزم دیگرمیفریبم چشمخود را تا بخوابد لحظهیکی توانم تا فریبم...
شهرهی تاریخ - تاریخ: 1396/9/13 ساعت: 0:45
پژمرده دلی  ز مهره‌ی  تاریخ امچون‌واژه‌ی غم که بهره‌ی تاریخ امبا آنکه کسی زمن نپرسید مراغمنامه نویس شهر‌ه‌ی تاریخ امرشاد

برچسب‌های مرتبط

تک تک ساعت چه گوید گوش دار | تک تک ساعت چه گوید هوشیار | تک تک ساعت | تک تک ساعت چه گوید | تك تك ساعت چه گويد | زندگی تک تک این ساعتهاست | شعر تک تک ساعت چه گوید | تك تك دقي يا ساعتي وصحيني | صبح امید که | صبح امید