آزاده دلی که در کمین افتادم در صید نگاهش اینچنین افتادم دیری نگذشت و من ز چشمش ناگه چون قطرهی اشک در زمین افتادم رشاد مصور
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
وابستگی به شانهی هر بی نسب بس است
در خود مثالِ حضرت آدم شوم چطور؟...
از بس که داغ دیده ام و درد و رنج و آه
پرچم به دستِ قافلهی غم شوم چطور؟
یا شام در غروبِ غم انگیز زندگی....
چون اشک از نگاه خودم خم شوم چطور؟
دیریست از نفس کشیدن خود سیر گشته ام
در کام مرگِ خویش فراهم شوم چطور؟
بخشوده ام جفای تو را صد هزار بار
گر جانشینِ قبلهی حاتم شوم چطور؟
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
جاده خاکی های عشقش بس خرابم کرده است
سخت میپیچم میان کوه و دریای که نیست
میروم امروز را با آنکه در ها بسته است
تا نگیرد از یخن روزی زلیخای که نیست
کفش هایم روزی خواهد آمد از آن سوی مرز
کفش هایم شاید...اما در کفِ پای که نیست
با دو چشم خیس برگشتم میانِ دفترم
روی نام خود زدم خطّی و امضای که نیست
رفته ام اینبار صحرایی که مجنون هم نرفت
تا سراغم را نگیرد عشق لیلای که نیست
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
شهرتت روزی جهانی می شود میدانم و...
شور برپا میکنی جانا کمی بینام باش!
با وزیرت یکه تازی کردی در شطرنج عشق
شاه مَیدانم فدایت یک کمی آرام باش
شوخ، مستی میکنی آهوی وحشی خواهشا
خواهشا آهوی مستم اندکی هم رام باش
نمره کم آورده ام لطفا تو ای استاد عشق
یاری ام ده آبروی این دل ناکام باش
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
همدل، رفیق، نیست و حتیکه همدمی
مجروحِ جنگ بررسی از مرجع زندگی طبق کپی رایت ام ، های مرحمی
لبخند هدیه کردم و صد فحش داده اند
انصاف و عدل نیست خدا یا چرا کمی؟
یک جعبه گریه دارم و یک جاده-راهِ دور
وین جاده منتهیست به دستان دیوِ کور
یک وادی-یک سراب و چه دلتنگ میروم
شاید بسوی مرگ، وَ شاید بسوی گور
سنگریزه میزند به سرم، روی شانه ام
شاید شکسته است دیگر سقفِخانهام
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
با آنکه شرطِ بازی ما سخت میشود
یک روز، قهرمان نهنگ های آبی ام
اینجملهکاذباستکه"همدردهمدماست"
همدرد منکجاستدرین بیحسابی ام
شاید دلیلی نیست که جان لرزه میکند
جز اینکه پیشِچشمِ یکی اضطرابیام
اینجا هزار درد درین قصهشامل است
من در میانِ این همه درد انتخابی ام
یک جنگیِ پیاده مرا طعنه میزند
شاید شکست خورده دلِ انقلابی ام
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
#رشاد_مصور
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
دودِ من تلخ ترین دودِ جهان است اگر
لایِ یک برگه بمانید و سیگارم بزنید
چشمِمن روزیاگرخانهی خوشبختیدید
هی بیایید و ازین خانه کنارم بزنید
من اگر هر طرفی بازی کنم می بازم
پس بیایید و رقیبانه قمارم بزنید
وقتی خاکستر بی رنگِ جهانم،سوگند
گَردی از من به گذرگاهِ نگارم بزنید!
بیگناهم، همه جا گوش به گوش دیگری
تهمت هرچه گناهی که ندارم بزنید
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
باد و طوفانیبیاید به سر دشت جنون
و سراب غمِ من کاش که آخر بشود
کاش می شد که فقط بار دیگر میدیدم
جام لبخند تو با خندهی من سر بشود
تو همان سقف بلندی و تهِ خانه منم
کاش سقف و تهِ این خانه برابر بشود
تا بیایی تو در آغوش همان خاطره ها
عشق و مستی و جنون باز سراسر بشود
آه... یادم نرود پای همان خاطره ات
بسرایم غزلِ موی تو را گر بشود....
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
در رهِ دشت جنون قافله ها بسیارند
من به جای همهی قافله ها خسته شدم
هرکه ما را به توانِ دل خود می سنجد
دیگر از سنجش این گالیله ها خسته شدم
زندگی، پیر، جوان، مرحله های دیگری..
من ازین مرحله ها مرحله ها خسته شدم
بروید پیش منِ غمزده حرفی نزنید
گِله ها از گله ها از گله ها خسته شدم
ابتدای پلّه ام مقصد پیروزی کجاست!
بخدا من که ازین فاصله ها خسته شدم
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی
رشاد
برچسب:
نویسنده: یاسین زمانی