در طواف زلف پیچانت چنانم کم کمک
وقتی میخندی به سویم با نگاه آتشین
آتش افروزی تو ای نا مهربانم کم کمک
وقت قهرت می شود انگار با من دشمنی
حرف های زیر لب داری به جانم کم کمک
تو نمیدانی که بی تو من قیامت کرده ام
خسته و افسرده و ناچار زانم کم کمک
پس بیا آغوش بازم را به تنهایی منه
واقعا بی تو دیگر من یک خزانم کم کمک
رشاد
