خرید بک لینک
از حقیقت باز میگشایم دری

با تو میگویم حدیث دیگری

گفت با الماس در معدن زغال

ای امین جلوه های لازوال

همدمیم و هست وبود ما یکیست

در جهان اصل وجود ما یکیست

من به کان میرم ز درد ناکسی

تو سر تاج شهنشاهان رسی

قدر من از بد گلی کمتر ز خاک

از جمال تو دل آئینه چاک

اقبال لاهوری

برچسب: حکایت الماس و گردو, نویسنده: یاسین زمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 16:52

صفحه بندی